پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۵

خویش را از بس به تیغ موج این دریا زدم

جای ناخن بر تن من نیست، بر هر جا زدم

عرصه ی معمور بر خیل سرشکم تنگ بود

همچو ابر نوبهاری خیمه بر صحرا زدم

روزگار از عجز گفتم مهربان گردد، نشد

همچو همت، دست بر دامان استغنا زدم

خاطر خود را به درویشی تسلی ساختم

آزمودم ظرف خود را، سنگ بر مینا زدم

پشت پایم از کف پا بیش دارد آبله

بر جهان در راه عشق از بس که پشت پا زدم

قطره ی بی دست و پایم من سلیم، اما چو سیل

کاروان موج را صدبار در دریا زدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۷هردم غمی آید ز حریفان لئیمم
  2. شمارهٔ ۸۲۸کرشمه سنج نگاه ستیزه جویانیم
  3. شمارهٔ ۸۲۹چو جای در صف طفلان کنم، ندیم شوم
  4. شمارهٔ ۸۳۰فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم
  5. شمارهٔ ۸۳۱یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیم
  6. شمارهٔ ۸۳۲ای در ایام تو تیغ غمزه را الماس نام
  7. شمارهٔ ۸۳۳به حیرتم که ز گلشن چه چیز می‌خواهم
  8. شمارهٔ ۸۳۴ما خس و خار از ره خوبان به دامن می‌کشیم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.