پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۲

چگونه زمزمه ای در چمن به کام کنم

که موج لاله و گل را خیال دام کنم

خوش آن که غارت مستان شود چمن، تا من

گلی برم به اسیری، پیاله نام کنم!

کجاست تاب تغافل زدن مرا به بتی

که در نماز اگر بینمش، سلام کنم!

به دوست یک سخنم هست و بی سرایت نیست

اگر نصیب شود کاین سخن تمام کنم

وصال دختر رز را نمی کنم پنهان

حلال را ز چه بر خویشتن حرام کنم

گرفته شوق عنانم سلیم و نگذارد

چو آفتاب به یک جا دمی مقام کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۴به افسون محبت دست آتش را به مو بندم
  2. شمارهٔ ۸۰۵خوش آن روزی که بر آن طره‌های مشک‌بو پیچم
  3. شمارهٔ ۸۰۶ما راه فغان بر دل ناشاد گرفتیم
  4. شمارهٔ ۸۰۷چو بلبل باعث شوریده‌گفتاری نمی‌دانم
  5. شمارهٔ ۸۰۸از زمین آزرده‌ام، وز آسمان رنجیده‌ام
  6. شمارهٔ ۸۰۹به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم
  7. شمارهٔ ۸۱۰به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم
  8. شمارهٔ ۸۱۱هوای توست در سر، سایهٔ گل را نمی‌دانم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.