پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۸

از زمین آزرده‌ام، وز آسمان رنجیده‌ام

دوستان! رنجیده‌ام؛ زین دشمنان، رنجیده‌ام

همچو بادامم اگر بر چشم صد سوزن زنند

چشم نگشایم ز هم، بس کز جهان رنجیده‌ام

شد درای محملم ناقوس بر عزم فرنگ

کز عراق آزرده وز هندوستان رنجیده‌ام

هرچه بادا باد، تنها می روم این راه را

نکهت پیراهنم، از کاروان رنجیده‌ام

بادهٔ صافی نمی سازد دل ناصاف را

می نمی‌خواهم، که از پیرمغان رنجیده‌ام

اتفاق دست و دل باید به هرکاری که هست

گل نمی‌گیرم به کف کز باغبان رنجیده‌ام

سایهٔ خار بیابانم بِـه از صد گلشن است

بلبلم اما ز باغ و بوستان رنجیده‌ام

گاه بر گل می‌زنم خود را گهی بر خار و خس

طایر رم کرده‌ام، از آشیان رنجیده‌ام

رنجشم با دوستان افزون ز شوق افتاده است

مژده باد ای دشمنان کز دوستان رنجیده‌ام

برق من کی خویش را غافل به خرمن می‌زند

با خبر باشید؛ گفتم دوستان، رنجیده‌ام!

تیغی از هر پر حمایل کرده‌ام همچون همای

بعد از این خون می‌خورم کز استخوان رنجیده‌ام

انتقام چرخ را کلکم از ایشان می‌کشد

وای بر اهل جهان کز آسمان رنجیده‌ام

یک کس از آسیب من مشکل که جان بیرون برد

در رمه افتاده گرگ، از شبان رنجیده‌ام

این قصیده شد غزل، آخر ز روی اختصار

تا به کی گویم سلیم از این و آن رنجیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۰به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم
  2. شمارهٔ ۸۱۱هوای توست در سر، سایهٔ گل را نمی‌دانم
  3. شمارهٔ ۸۱۲ز بی‌پروایی چشمت دل آزرده‌ای دارم
  4. شمارهٔ ۸۱۳منم که با می و مطرب همیشه در جنگم
  5. شمارهٔ ۸۱۴ما همچو گل به چاک گریبان نشسته‌ایم
  6. شمارهٔ ۸۱۵چو سوسن از حدیث آرزوی دل زبان بستم
  7. شمارهٔ ۸۱۶به کویت چون توانم من به این حال خراب آیم؟
  8. شمارهٔ ۸۱۷گر امید رحمی از فریادرس می‌داشتم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.