پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۷

چو بلبل باعث شوریده‌گفتاری نمی‌دانم

چو گل تقریب این آشفته‌دستاری نمی‌دانم

مکن عیبم اگر بر حال خود هرگز نپردازم

که من میخواره‌ام، آیین غمخواری نمی‌دانم

مرا شور جنون از راحت تجرید غافل کرد

چو فیل مست، قدر این سبکباری نمی‌دانم

گرفتم عالم از من شد، مرا عقل معاشی کو

جهانگیری چه حاصل چون جهانداری نمی‌دانم

درشتی گر به کار آید، ترا ای گوهر ارزانی

که من چون رشته، کاری غیر همواری نمی‌دانم

چنان از بی‌سبب آزردنم شرمنده‌ای از من

که من خوی ترا ای دوست، پنداری نمی‌دانم!

برای عاشق‌آزاری ترا عذری نمی‌باید

چه خواهد شد اگر گویی که دلداری نمی‌دانم

چو بلبل بس که نالیدم، ز گلزارم برون کردند

چه می‌خواهد ز من این ناله و زاری نمی‌دانم

سلیم از کف خریداران متاعم مفت می‌گیرند

که چون یاران دیگر، من دکانداری نمی‌دانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۹به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم
  2. شمارهٔ ۸۱۰به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم
  3. شمارهٔ ۸۱۱هوای توست در سر، سایهٔ گل را نمی‌دانم
  4. شمارهٔ ۸۱۲ز بی‌پروایی چشمت دل آزرده‌ای دارم
  5. شمارهٔ ۸۱۳منم که با می و مطرب همیشه در جنگم
  6. شمارهٔ ۸۱۴ما همچو گل به چاک گریبان نشسته‌ایم
  7. شمارهٔ ۸۱۵چو سوسن از حدیث آرزوی دل زبان بستم
  8. شمارهٔ ۸۱۶به کویت چون توانم من به این حال خراب آیم؟
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.