پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۹

به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم

چو می به یاد لبت موج اضطراب زنم

به سایه اش نروم، ابر اگر هما گردد

به یاد روی تو ساغر در آفتاب زنم

فریب خورده ی طوفان شوقم و خواهم

سفینه ای که ازو موج انتخاب زنم!

خرابه بسته چو گردد، نشان معموری ست

عبث چرا به در دیده قفل خواب زنم

سلیم بس که چو گل پاکدامن آمده ام

چو موج، خندهٔ تردامنی بر آب زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۱هوای توست در سر، سایهٔ گل را نمی‌دانم
  2. شمارهٔ ۸۱۲ز بی‌پروایی چشمت دل آزرده‌ای دارم
  3. شمارهٔ ۸۱۳منم که با می و مطرب همیشه در جنگم
  4. شمارهٔ ۸۱۴ما همچو گل به چاک گریبان نشسته‌ایم
  5. شمارهٔ ۸۱۵چو سوسن از حدیث آرزوی دل زبان بستم
  6. شمارهٔ ۸۱۶به کویت چون توانم من به این حال خراب آیم؟
  7. شمارهٔ ۸۱۷گر امید رحمی از فریادرس می‌داشتم
  8. شمارهٔ ۸۱۸از جنون عاشقی هرگز وطن نشناختم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.