پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۴

ما همچو گل به چاک گریبان نشسته‌ایم

چون لاله در لباس شهیدان نشسته‌ایم

هر یک به فکر طرّه‌ای آشفته‌خاطریم

جمعیم دوستان و پریشان نشسته‌ایم

یاران و بوی گل همه در سِیْرِ گلشنند

ما همچو غنچه پای به دامان نشسته‌ایم

جز نان خشک، قسمت ما نیست از جهان

گویی مگر به سفرهٔ دهقان نشسته‌ایم

جنبیدن است باعث آزار ما سلیم

گویی چو تیر بر سر پیکان نشسته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۶به کویت چون توانم من به این حال خراب آیم؟
  2. شمارهٔ ۸۱۷گر امید رحمی از فریادرس می‌داشتم
  3. شمارهٔ ۸۱۸از جنون عاشقی هرگز وطن نشناختم
  4. شمارهٔ ۸۱۹چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانم
  5. شمارهٔ ۸۲۰جرعه‌ای ریز که تا چارهٔ خمیازه کنیم
  6. شمارهٔ ۸۲۱بس که گشتم ناتوان، هرگه صفیری می‌کشم
  7. شمارهٔ ۸۲۲ز من مپرس چه از روزگار می‌خواهم
  8. شمارهٔ ۸۲۳گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می‌رویم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.