پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۱

بس که گشتم ناتوان، هرگه صفیری می‌کشم

از دل مجروح، پنداری که تیری می‌کشم

چون سبوی می، ندارم قوت برخاستن

دست بر سر، انتظار دستگیری می‌کشم

از خیال روی او شد پیرهن خوشبو مرا

همچو گل کی منت مشک و عبیری می‌کشم

چون کنم اصلاح کار عشق، از وحشت مرا

دست می‌لرزد که خار از پای شیری می‌کشم

گوشه‌ای خواهم چو خال ابروی خوبان سلیم

انتظار همتی از گوشه‌گیری می‌کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۳گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می‌رویم
  2. شمارهٔ ۸۲۴عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنم
  3. شمارهٔ ۸۲۵خویش را از بس به تیغ موج این دریا زدم
  4. شمارهٔ ۸۲۶چون گره جا در خم آن زلف دلکش کرده‌ایم
  5. شمارهٔ ۸۲۷هردم غمی آید ز حریفان لئیمم
  6. شمارهٔ ۸۲۸کرشمه سنج نگاه ستیزه جویانیم
  7. شمارهٔ ۸۲۹چو جای در صف طفلان کنم، ندیم شوم
  8. شمارهٔ ۸۳۰فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.