پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۰

جرعه‌ای ریز که تا چارهٔ خمیازه کنیم

بوسه‌ای ده که به آن لب نمکی تازه کنیم

بی نمک می شود آن چیز که پرشور شود

فصل گل را ز پی می کشی اندازه کنیم

عقل و دین رفت، به زنجیر چه حاجت دل را

یک ورق قابل آن نیست که شیرازه کنیم

به عدم نیست گذر قاتل ما را، تا چند

همچو منصور وطن بر سر دروازه کنیم؟

قصه ی زلف کهن گشت سلیم، آن بهتر

که ز وصف خط مشکین، سخن تازه کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۲ز من مپرس چه از روزگار می‌خواهم
  2. شمارهٔ ۸۲۳گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می‌رویم
  3. شمارهٔ ۸۲۴عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنم
  4. شمارهٔ ۸۲۵خویش را از بس به تیغ موج این دریا زدم
  5. شمارهٔ ۸۲۶چون گره جا در خم آن زلف دلکش کرده‌ایم
  6. شمارهٔ ۸۲۷هردم غمی آید ز حریفان لئیمم
  7. شمارهٔ ۸۲۸کرشمه سنج نگاه ستیزه جویانیم
  8. شمارهٔ ۸۲۹چو جای در صف طفلان کنم، ندیم شوم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.