پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۹

چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانم

ز رسوایی چو صحرا، سترپوشم نیست دامانم

به گوشی جا نمی یابم، نوای خارج آهنگم

به چشم هیچ کس خوش نیستم، خواب پریشانم

ندارم هیچ غمخواری، مگر در عشق و رسوایی

چو زخم آید فراهم خود به خود چاک گریبانم

ز مژگانم به هر جانب ز بس افشان خون دارد

بود چون کاغذ ابری، بیاض چشم گریانم

سلیم آیا چه خصمی خضر این وادی به من دارد

که سرگردان هندم کرد و روگردان ایرانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۱بس که گشتم ناتوان، هرگه صفیری می‌کشم
  2. شمارهٔ ۸۲۲ز من مپرس چه از روزگار می‌خواهم
  3. شمارهٔ ۸۲۳گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می‌رویم
  4. شمارهٔ ۸۲۴عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنم
  5. شمارهٔ ۸۲۵خویش را از بس به تیغ موج این دریا زدم
  6. شمارهٔ ۸۲۶چون گره جا در خم آن زلف دلکش کرده‌ایم
  7. شمارهٔ ۸۲۷هردم غمی آید ز حریفان لئیمم
  8. شمارهٔ ۸۲۸کرشمه سنج نگاه ستیزه جویانیم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.