پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۲

ز من مپرس چه از روزگار می‌خواهم

چه چیز دارد، از او وصل یار می‌خواهم

ز لاله و گل این باغ، ساده‌لوح‌ترم

که من طراوت ابر از غبار می‌خواهم

به جز زیان چه رسد ز آرزوی خویش مرا

گل چراغم و باد بهار می‌خواهم

درین محیط چنان الفتی‌ست با موجم

که تا سفینه ز چوب چنار می‌خواهم

مگو سلیم تو از من چه چیز می‌خواهی

وفاست کار من و مزد کار می‌خواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۴عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنم
  2. شمارهٔ ۸۲۵خویش را از بس به تیغ موج این دریا زدم
  3. شمارهٔ ۸۲۶چون گره جا در خم آن زلف دلکش کرده‌ایم
  4. شمارهٔ ۸۲۷هردم غمی آید ز حریفان لئیمم
  5. شمارهٔ ۸۲۸کرشمه سنج نگاه ستیزه جویانیم
  6. شمارهٔ ۸۲۹چو جای در صف طفلان کنم، ندیم شوم
  7. شمارهٔ ۸۳۰فصل گل رفت و به جام می دمی نگذاشتم
  8. شمارهٔ ۸۳۱یاد ایامی که دامی همچو بلبل داشتیم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.