پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۶

به کویت چون توانم من به این حال خراب آیم؟

که از بس ضعف، نتوانم ترا یک شب به خواب آیم

به گلگشت گلستان می‌رود، ای عشق نپسندی

که دشمن هم‌عنانش باشد و من در رکاب آیم

به صد خواری سزاوارم درین عالم، چه لازم بود

به بزم دیگران ناخوانده همچون آفتاب آیم

مرا چون می‌تواند آسمان گردآوری کردن؟

محال است این که همچون بحر در مشت حباب آیم

درین دریا وجود من به چشمی درنمی‌آید

نهنگم من، نه ماهی، تا سبک بر روی آب آیم

چنان از گرم‌خونی الفتی با نیک و بد دارم

که هرکس تب کند، چون نبض، من در اضطراب آیم

ز مستی چون سلیم آهنگ بزم او کنم شب‌ها

تمام راه را بر بوی دل‌های کباب آیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۸از جنون عاشقی هرگز وطن نشناختم
  2. شمارهٔ ۸۱۹چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانم
  3. شمارهٔ ۸۲۰جرعه‌ای ریز که تا چارهٔ خمیازه کنیم
  4. شمارهٔ ۸۲۱بس که گشتم ناتوان، هرگه صفیری می‌کشم
  5. شمارهٔ ۸۲۲ز من مپرس چه از روزگار می‌خواهم
  6. شمارهٔ ۸۲۳گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می‌رویم
  7. شمارهٔ ۸۲۴عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنم
  8. شمارهٔ ۸۲۵خویش را از بس به تیغ موج این دریا زدم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.