پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۷

گر امید رحمی از فریادرس می‌داشتم

لب نمی‌بستم ز افغان تا نفس می‌داشتم

شور فریادم بیابان را به تنگ آورده است

کاش آواز خوشی همچون جرس می‌داشتم

عاشقم، اندیشه‌ام از گردش افلاک نیست

می نمی‌خوردم اگر بیم از عسس می‌داشتم

گو منال طالع خود بی‌سبب مرغ اسیر

کاش من هم گوشه‌ای همچون قفس می‌داشتم

در بیابان طلب از رشک می‌مردم، اگر

جز دو دست خود کسی در پیش و پس می‌داشتم

نیست الفت با مغول، شکرلبان هند را

کاش بر سر چیره‌ای همچون مگس می‌داشتم

بی‌کس چون من نمی‌باشد، چه می‌کردم سلیم

در خراب هند اگر حاجت به کس می‌داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۹چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانم
  2. شمارهٔ ۸۲۰جرعه‌ای ریز که تا چارهٔ خمیازه کنیم
  3. شمارهٔ ۸۲۱بس که گشتم ناتوان، هرگه صفیری می‌کشم
  4. شمارهٔ ۸۲۲ز من مپرس چه از روزگار می‌خواهم
  5. شمارهٔ ۸۲۳گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می‌رویم
  6. شمارهٔ ۸۲۴عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنم
  7. شمارهٔ ۸۲۵خویش را از بس به تیغ موج این دریا زدم
  8. شمارهٔ ۸۲۶چون گره جا در خم آن زلف دلکش کرده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.