پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۳

منم که با می و مطرب همیشه در جنگم

چو شمع می دهد از حال من خبر، رنگم

ز باغ، خنده ی گل کبک را به کوه جهاند

مرا چو غنچه ندانم چه شد که دلتنگم

به فیض بخشی ره بین، که می کشد از دور

به چشم سرمه، سیاهی میل فرسنگم

به یک پیاله رخم لاله گون شود، گویی

به دست ساقی بزم است چون حنا، رنگم

چو عندلیب حقیرم مبین سلیم که من

اگرچه مرغ ضعیفم، ولی خوش آهنگم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۵چو سوسن از حدیث آرزوی دل زبان بستم
  2. شمارهٔ ۸۱۶به کویت چون توانم من به این حال خراب آیم؟
  3. شمارهٔ ۸۱۷گر امید رحمی از فریادرس می‌داشتم
  4. شمارهٔ ۸۱۸از جنون عاشقی هرگز وطن نشناختم
  5. شمارهٔ ۸۱۹چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانم
  6. شمارهٔ ۸۲۰جرعه‌ای ریز که تا چارهٔ خمیازه کنیم
  7. شمارهٔ ۸۲۱بس که گشتم ناتوان، هرگه صفیری می‌کشم
  8. شمارهٔ ۸۲۲ز من مپرس چه از روزگار می‌خواهم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.