پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۰

به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم

نمی‌خواهم گل از کس، تا به داغی دسترس دارم

درای محمل نازم، به حسن صوت مشهورم

ز شوق ناله‌ای، صد کاروان از پیش و پس دارم

گلستان ترا ای باغبان غارت نخواهم کرد

به یک گل می‌شوم راضی، که مرغی در قفس دارم

شب وصل است و بیم غمزه‌اش آشفته‌ام دارد

که بزم میگساری بر سر راه عسس دارم

دلم از گفتگوی پندگویان تیره می‌گردد

گل آیینه‌ام، کی طاقت باد نفس دارم

ز بال خود دو ترکش بسته‌ام دایم که از همت

سر تسخیر ملک دام و اقلیم قفس دارم

درین گلشن سلیم از روشناسان کس نمی‌بینم

چو گل آیینهٔ خود چند پیش خار و خس دارم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۲ز بی‌پروایی چشمت دل آزرده‌ای دارم
  2. شمارهٔ ۸۱۳منم که با می و مطرب همیشه در جنگم
  3. شمارهٔ ۸۱۴ما همچو گل به چاک گریبان نشسته‌ایم
  4. شمارهٔ ۸۱۵چو سوسن از حدیث آرزوی دل زبان بستم
  5. شمارهٔ ۸۱۶به کویت چون توانم من به این حال خراب آیم؟
  6. شمارهٔ ۸۱۷گر امید رحمی از فریادرس می‌داشتم
  7. شمارهٔ ۸۱۸از جنون عاشقی هرگز وطن نشناختم
  8. شمارهٔ ۸۱۹چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.