پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۶

ما راه فغان بر دل ناشاد گرفتیم

چون سرمه، سر راه به فریاد گرفتیم

ما جوهر خود از نظر خلق نهفتن

تعلیم ز آیینه ی فولاد گرفتیم

ز آشفتگی طره ی مقصود خبر داد

هر فال که از شانه ی شمشاد گرفتیم

خواهیم به سرچشمه ی مقصود رسیدن

از خضر سراغی که نمی داد، گرفتیم

بیهوش تریم از همه کس، زان که درین بزم

پیمانه ی خود هرکه به ما داد، گرفتیم

گر نامه و قاصد نفرستیم عجب نیست

این را ز فراموشی او یاد گرفتیم

نه دام، سلیم و نه قفس بود به عالم

آن روز که ما دامن صیاد گرفتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۸از زمین آزرده‌ام، وز آسمان رنجیده‌ام
  2. شمارهٔ ۸۰۹به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم
  3. شمارهٔ ۸۱۰به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم
  4. شمارهٔ ۸۱۱هوای توست در سر، سایهٔ گل را نمی‌دانم
  5. شمارهٔ ۸۱۲ز بی‌پروایی چشمت دل آزرده‌ای دارم
  6. شمارهٔ ۸۱۳منم که با می و مطرب همیشه در جنگم
  7. شمارهٔ ۸۱۴ما همچو گل به چاک گریبان نشسته‌ایم
  8. شمارهٔ ۸۱۵چو سوسن از حدیث آرزوی دل زبان بستم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.