پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۵

خوش آن روزی که بر آن طره‌های مشک‌بو پیچم

دو عالم را دهم از دست و بر یک موی او پیچم

خم می را بگویید ای حریفان رحم خوش چیزی ست

برای ساغری تا چند دست هر سبو پیچم؟

برای آن که فصل گل درین باغم به یاد آرند

به هر انگشت شاخی، رشته‌ای همچون کدو پیچم

نمی‌خواهم که چون منصور، ممنون کسی باشم

به دست خود کمند زلف او را بر گلو پیچم

سلیم از دست فرصت رفت در سامان وصل او

نمازم شد قضا، تا کی در آداب وضو پیچم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۷چو بلبل باعث شوریده‌گفتاری نمی‌دانم
  2. شمارهٔ ۸۰۸از زمین آزرده‌ام، وز آسمان رنجیده‌ام
  3. شمارهٔ ۸۰۹به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم
  4. شمارهٔ ۸۱۰به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم
  5. شمارهٔ ۸۱۱هوای توست در سر، سایهٔ گل را نمی‌دانم
  6. شمارهٔ ۸۱۲ز بی‌پروایی چشمت دل آزرده‌ای دارم
  7. شمارهٔ ۸۱۳منم که با می و مطرب همیشه در جنگم
  8. شمارهٔ ۸۱۴ما همچو گل به چاک گریبان نشسته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.