پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۳

صبح چون میل تماشای گلستان می‌کنیم

سر برون چون غنچه از چاک گریبان می‌کنیم

حال ما آشفتگان در کار عالم عبرت است

همچو گل تعبیر هر خواب پریشان می‌کنیم

هم‌نشین گرید به وقت مرگ بر بالین ما

ما وداع او چو شمع صبح، خندان می‌کنیم

بس که بی‌دردی ز اهل این گلستان دیده‌ایم

چاک‌های سینه را چون غنچه پنهان می‌کنیم

گرچه عاجز دیده‌ای ما را، ز ما غافل مباش

قطرهٔ اشک اسیرانیم، طوفان می‌کنیم

هرکه دم از کینهٔ ما زد، مهیای فناست

خصم می‌پوشد کفن تا تیغ عریان می‌کنیم

در دل آزاری ز یکدیگر حریفان بدترند

کار چون با غنچه افتد، یاد پیکان می‌کنیم

بس که در عشق از پی سامان خود افتاده‌ایم

داغ اگر در دست ما باشد، نمکدان می‌کنیم

ذوق گلگشت خراسان رفته است از یاد ما

در سواد هند، سیر باغ زاغان می‌کنیم

گل به دامن می‌کنند احباب در گلشن سلیم

جای گل ما پاره‌های دل به دامان می‌کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۵خوش آن روزی که بر آن طره‌های مشک‌بو پیچم
  2. شمارهٔ ۸۰۶ما راه فغان بر دل ناشاد گرفتیم
  3. شمارهٔ ۸۰۷چو بلبل باعث شوریده‌گفتاری نمی‌دانم
  4. شمارهٔ ۸۰۸از زمین آزرده‌ام، وز آسمان رنجیده‌ام
  5. شمارهٔ ۸۰۹به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم
  6. شمارهٔ ۸۱۰به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم
  7. شمارهٔ ۸۱۱هوای توست در سر، سایهٔ گل را نمی‌دانم
  8. شمارهٔ ۸۱۲ز بی‌پروایی چشمت دل آزرده‌ای دارم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.