پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۱

در قفس از هر نسیمی عیش گلشن می‌کنم

چشم یعقوبم، چراغ از باد روشن می‌کنم

تنگ می‌آید به چشم من فضای روزگار

بر جهان گویی نگاه از چشم سوزن می‌کنم

رفته از آشفتگی فکر لباس از خاطرم

اشک در چشمم چو آید، یاد دامن می‌کنم

بیستون را برگرفتن آن قدرها کار نیست

کوهکن زین کار اگر عاجز شود، من می‌کنم

از محبت دوست کردم دشمن خود را، که من

سنگ را از چرب نرمی موم روغن می‌کنم

گوهر و لعلی که شاهان زیب افسر کرده‌اند

گر بود در دست من، سنگ فلاخن می‌کنم

داغ عشق خوبرویانم، حذر از من سلیم

می‌گریزد راحت از جایی که مسکن می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۳صبح چون میل تماشای گلستان می‌کنیم
  2. شمارهٔ ۸۰۴به افسون محبت دست آتش را به مو بندم
  3. شمارهٔ ۸۰۵خوش آن روزی که بر آن طره‌های مشک‌بو پیچم
  4. شمارهٔ ۸۰۶ما راه فغان بر دل ناشاد گرفتیم
  5. شمارهٔ ۸۰۷چو بلبل باعث شوریده‌گفتاری نمی‌دانم
  6. شمارهٔ ۸۰۸از زمین آزرده‌ام، وز آسمان رنجیده‌ام
  7. شمارهٔ ۸۰۹به دیده چند ز نقش تو گل بر آب زنم
  8. شمارهٔ ۸۱۰به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.