پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۱

خویش را بر محرمان آن بت چین بسته‌ایم

بلبلیم و بال بر دامان گلچین بسته‌ایم

محفل روشندلان را با چراغان کار نیست

خانه را از خویش چون آیینه آیین بسته‌ایم

خاتم جمشید کز دست جهان گم گشته بود

ما گدایان بند از او بر کاسه چوبین بسته‌ایم

پای نتوانیم ازین وحدت‌سرا بیرون نهاد

ما حنا بر پای خود در خانهٔ زین بسته‌ایم

مطلب ما زین غزل‌گویی‌ست ذوق خود سلیم

ورنه زین ناقص‌حریفان، چشم تحسین بسته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۳هلال عیدم و ترک کلاه خورشیدم
  2. شمارهٔ ۷۹۴ما چو مرغان قفس، زمزمه در دل داریم
  3. شمارهٔ ۷۹۵لب مبند از ناله، می دانم جفا داری سلیم
  4. شمارهٔ ۷۹۶هزار خانه خرابی به شهر و ده دارم
  5. شمارهٔ ۷۹۷ما به گلزار معانی آب گوهر بسته‌ایم
  6. شمارهٔ ۷۹۸افروخت رخ از باده و بگداخته بودم
  7. شمارهٔ ۷۹۹ز شوقت گاه در دنبال گل همچون صبا افتم
  8. شمارهٔ ۸۰۰ز فیض عشق تو چون حسن دلپذیر شدیم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.