پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۰

ز تنهایی چو مینا راز با پیمانه می‌گویم

گهی با شمع محفل، گاه با پروانه می‌گویم

حریف نکته‌سنجی در همه عالم نمی‌بینم

سخن از بی‌کسی با خویش چون دیوانه می‌گویم

ادیب این دبستانم، سر و کارم به طفلان است

بزرگی را چه نقصان، گر سخن طفلانه می‌گویم

ز تنهایی شب هجران او خوابم نمی‌آید

نشسته بر سر بالین خود، افسانه می‌گویم

به قدر خود ز هرکس طاقتی در عشق می‌باید

مرا کاری به بلبل نیست، با پروانه می‌گویم

پس از مقصد رسیدن مدعا معلوم می‌گردد

سخن را رهروان در راه و من در خانه می‌گویم

سلیم از اعتقاد خویش هرکس می‌زند حرفی

تو دل را کعبه می‌خوانی و من بتخانه می‌گویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۲در سخن سنجی هرکس بتر از غمازیم
  2. شمارهٔ ۷۹۳هلال عیدم و ترک کلاه خورشیدم
  3. شمارهٔ ۷۹۴ما چو مرغان قفس، زمزمه در دل داریم
  4. شمارهٔ ۷۹۵لب مبند از ناله، می دانم جفا داری سلیم
  5. شمارهٔ ۷۹۶هزار خانه خرابی به شهر و ده دارم
  6. شمارهٔ ۷۹۷ما به گلزار معانی آب گوهر بسته‌ایم
  7. شمارهٔ ۷۹۸افروخت رخ از باده و بگداخته بودم
  8. شمارهٔ ۷۹۹ز شوقت گاه در دنبال گل همچون صبا افتم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.