پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۵

لب مبند از ناله، می دانم جفا داری سلیم

گریه ای سر کن که یار بی وفاداری سلیم

با جفای او به غیر از این که سازی چاره نیست

گر ز کوی او روی، دیگر کجا داری سلیم

از حقیقت نیست ناخشنود رفتن زین چمن

گر نداری گل به کف، خاری به پاداری سلیم

در طلسم حیرت از سرگشتگی افتاده ای

بند بر دل همچو سنگ آسیا داری سلیم

بخیه ای بر چاک های سینه ی مجروح زن

دست پنداری که چون گل در حنا داری سلیم

از برای عافیت بار گرانجانی مکش

این زره تا چند در زیر قبا داری سلیم

عشق تکلیف تهیدستان به مستی می کند

از حرارت میل آب ناشتا داری سلیم

سر به زیر بال خود بر، همچو مرغان قفس

چند درسر، سایه ی بال هما داری سلیم

کی به طوف کعبه و بتخانه قانع می شود

در طلب پایی تو چون دست گدا داری سلیم

خوش دلی بر صحبت عمر سبکرو بسته ای

آشیان در سایه ی مرغ هوا داری سلیم

عشق را با فقر در یک پیرهن جا داده ای

آتشی پنهان به زیر بوریا داری سلیم

نیست بیم از فتنه ی روباه بازان جهان

جای تا در سایه ی شیرخدا داری سلیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۷ما به گلزار معانی آب گوهر بسته‌ایم
  2. شمارهٔ ۷۹۸افروخت رخ از باده و بگداخته بودم
  3. شمارهٔ ۷۹۹ز شوقت گاه در دنبال گل همچون صبا افتم
  4. شمارهٔ ۸۰۰ز فیض عشق تو چون حسن دلپذیر شدیم
  5. شمارهٔ ۸۰۱در قفس از هر نسیمی عیش گلشن می‌کنم
  6. شمارهٔ ۸۰۲چگونه زمزمه ای در چمن به کام کنم
  7. شمارهٔ ۸۰۳صبح چون میل تماشای گلستان می‌کنیم
  8. شمارهٔ ۸۰۴به افسون محبت دست آتش را به مو بندم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.