پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۳

هلال عیدم و ترک کلاه خورشیدم

ستاره ی سحرم، شمع راه خورشیدم

ز برق چون خس و خاشاک شکوه نیست مرا

که شبنم گلم و دادخواه خورشیدم

خبر ز کشتن شمع و چراغ او را نیست

به پیش داور محشر، گواه خورشیدم

تنی ز بستر بیمار گرم تر دارم

که از خیال کسی جلوه گاه خورشیدم

سلیم نیست سراسیمگی عجب از من

چو ذره در طلب بارگاه خورشیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۵لب مبند از ناله، می دانم جفا داری سلیم
  2. شمارهٔ ۷۹۶هزار خانه خرابی به شهر و ده دارم
  3. شمارهٔ ۷۹۷ما به گلزار معانی آب گوهر بسته‌ایم
  4. شمارهٔ ۷۹۸افروخت رخ از باده و بگداخته بودم
  5. شمارهٔ ۷۹۹ز شوقت گاه در دنبال گل همچون صبا افتم
  6. شمارهٔ ۸۰۰ز فیض عشق تو چون حسن دلپذیر شدیم
  7. شمارهٔ ۸۰۱در قفس از هر نسیمی عیش گلشن می‌کنم
  8. شمارهٔ ۸۰۲چگونه زمزمه ای در چمن به کام کنم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.