پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی

سلیم تهرانی

غزلیات

۹۴۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۲۱ منم که ساخته ام سور با عزا مربوط
  2. شمارهٔ ۷۲۲ ای گل روی تو بهار نشاط
  3. شمارهٔ ۷۲۳ به قدر جرم برد هرکسی ز رحمت حظ
  4. شمارهٔ ۷۲۴ نه می به جام و نه معشوق در کنار، چه حظ
  5. شمارهٔ ۷۲۵ زده گل دست بر دامان حافظ
  6. شمارهٔ ۷۲۶ زهی نهال خزان دیده ای ز باغ تو شمع
  7. شمارهٔ ۷۲۷ ای شوق رخت سوخته مغز قلم شمع
  8. شمارهٔ ۷۲۸ هرکه را بینی، بود در فکر سامان طمع
  9. شمارهٔ ۷۲۹ زهی ز نور جبین تو در حجاب چراغ
  10. شمارهٔ ۷۳۰ از سرم کی می رود هرگز برون سودای داغ
  11. شمارهٔ ۷۳۱ ز تاب گل ز بس افروخت آشیانهٔ مرغ
  12. شمارهٔ ۷۳۲ چون کند در انجمن تاب رخش روشن چراغ
  13. شمارهٔ ۷۳۳ حرف گل و حدیث بهار و خزان دروغ
  14. شمارهٔ ۷۳۴ آهم اثر نیافت ز فریاد بی وقوف
  15. شمارهٔ ۷۳۵ کنم به جام می اوقات عمر چون جم صرف
  16. شمارهٔ ۷۳۶ دایم از بخت سیه بر خویش پیچانم چو زلف
  17. شمارهٔ ۷۳۷ چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف
  18. شمارهٔ ۷۳۸ آتش به باغ زد ز خزان روزگار حیف
  19. شمارهٔ ۷۳۹ شب چو وصف رخش کنم به رفیق
  20. شمارهٔ ۷۴۰ کدام سر که نشد خاک آستانهٔ عشق؟
  21. شمارهٔ ۷۴۱ شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق
  22. شمارهٔ ۷۴۲ بس است، این همه زاهد مکن ادای خنک
  23. شمارهٔ ۷۴۳ چند باشد ز گلشن افلاک
  24. شمارهٔ ۷۴۴ رفت آن شمع و ز حسرت شد لب پیمانه خشک
  25. شمارهٔ ۷۴۵ لاله ام، در داغ دل بسیار دارم من شریک
  26. شمارهٔ ۷۴۶ می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک
  27. شمارهٔ ۷۴۷ همچو آتش داردم ایام در زندان سنگ
  28. شمارهٔ ۷۴۸ از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل
  29. شمارهٔ ۷۴۹ دارم دلی همچون جرس، پیوسته نالان در بغل
  30. شمارهٔ ۷۵۰ ز باغ رفتی و گشتم کباب خندهٔ گل
  31. شمارهٔ ۷۵۱ هر قطره ی شبنم رخ گل
  32. شمارهٔ ۷۵۲ در محبت بس که خواری دیدم از پهلوی دل
  33. شمارهٔ ۷۵۳ پروانه را چو مرغ چمن نیست تاب گل
  34. شمارهٔ ۷۵۴ مگر افتد گذارش سوی آن گل
  35. شمارهٔ ۷۵۵ شب ز مستی شور در بزم شراب انداختیم
  36. شمارهٔ ۷۵۶ بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته ام
  37. شمارهٔ ۷۵۷ جام می در کف ز کوی او جدایی می‌کنم
  38. شمارهٔ ۷۵۸ خم می هست، چه اندیشه ی محشر دارم
  39. شمارهٔ ۷۵۹ ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم
  40. شمارهٔ ۷۶۰ منم که غیر سفر نیست پیشه ی دگرم
  41. شمارهٔ ۷۶۱ روم چو از سر کویش، نمی‌رود پایم
  42. شمارهٔ ۷۶۲ به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارم
  43. شمارهٔ ۷۶۳ گهی با وصل و گه با حسرت دیدار می‌سازم
  44. شمارهٔ ۷۶۴ سوی خم می این دل مخمور فرستیم
  45. شمارهٔ ۷۶۵ عشق کو تا مژه در خون جگر غوطه دهم
  46. شمارهٔ ۷۶۶ ز سنگ رهگذر اندیشه ای کجا دارم
  47. شمارهٔ ۷۶۷ دمید صبح و به باغ از پی هوا رفتم
  48. شمارهٔ ۷۶۸ چون تنک‌ظرفان کجا من می ز ساغر می‌کشم
  49. شمارهٔ ۷۶۹ ای خوش آن ساعت که روی خنجری رنگین کنم
  50. شمارهٔ ۷۷۰ چو عندلیب نه از باده ی کهن مستم
  51. شمارهٔ ۷۷۱ به دل شکست تمنای یاری چمنم
  52. شمارهٔ ۷۷۲ در چمن چون گفتگویی از لب او واکنم
  53. شمارهٔ ۷۷۳ تکلیف شراب است نمک ریزی داغم
  54. شمارهٔ ۷۷۴ ز لاله و گل این باغ، کی خبر داریم
  55. شمارهٔ ۷۷۵ بیا که چتر سعادت ز برگ تاک کنیم
  56. شمارهٔ ۷۷۶ صوفیان را شده ز آهنگم
  57. شمارهٔ ۷۷۷ داغ نتواند گرفتن در دل ما جای زخم
  58. شمارهٔ ۷۷۸ ما در چمن بساط تمنا فکنده ایم
  59. شمارهٔ ۷۷۹ اثر در عالم از دارا و اسکندر نمی‌بینم
  60. شمارهٔ ۷۸۰ نیم بلبل که فصل گل به گلشن آشیان گیرم

متن اشعار به نقل از گنجور.