پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۲

در محبت بس که خواری دیدم از پهلوی دل

از کسی هرگز نمی‌خواهم ببینم روی دل

هرکجا گردی بود، افشاندهٔ دامان ماست

می‌رسد از هر غباری بر مشامم بوی دل

خوابگاه آهوان شد همچو صحرا دامنش

یک سر مو رام با مجنون نشد آهوی دل

همچو من صاحبدلی امروز در عالم کجاست

ریخته در سینه ام چون غنچه دل بر روی دل

کار آتش سوختن گر باشد، از دوزخ چه غم

کز برای سوختن می میرد این هندوی دل

خاک شد دل از تمنای سر کویش سلیم

هرگز از آنجا نمی‌آید غباری سوی دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۴مگر افتد گذارش سوی آن گل
  2. شمارهٔ ۷۵۵شب ز مستی شور در بزم شراب انداختیم
  3. شمارهٔ ۷۵۶بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته ام
  4. شمارهٔ ۷۵۷جام می در کف ز کوی او جدایی می‌کنم
  5. شمارهٔ ۷۵۸خم می هست، چه اندیشه ی محشر دارم
  6. شمارهٔ ۷۵۹ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم
  7. شمارهٔ ۷۶۰منم که غیر سفر نیست پیشه ی دگرم
  8. شمارهٔ ۷۶۱روم چو از سر کویش، نمی‌رود پایم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.