پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۶

بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته ام

تنها بیا تو نیز که تنها نشسته ام

از بس ز سبزه ی چمن آزار می کشم

گویی به روی ریزه ی مینا نشسته ام

از موج فتنه، گر بنشینم به روی سنگ

دارم گمان آن که به دریا نشسته ام

تیر هوایی ام که ز بس بی تعلقی

هرجا نشسته ام، به سر پا نشسته ام

از سر هوای گوشه ی عزلت نمی رود

گویی به سایه ی پر عنقا نشسته ام

چون شیشه، روی صحبت احباب با من است

هرجا دو کس نشسته، من آنجا نشسته ام

دایم چو آفتاب درین انجمن ز شرم

بینم ازان به زیر، که بالا نشسته ام

درمان درد خویش طلب کن ز من سلیم

امروز من به جای مسیحا نشسته ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۸خم می هست، چه اندیشه ی محشر دارم
  2. شمارهٔ ۷۵۹ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم
  3. شمارهٔ ۷۶۰منم که غیر سفر نیست پیشه ی دگرم
  4. شمارهٔ ۷۶۱روم چو از سر کویش، نمی‌رود پایم
  5. شمارهٔ ۷۶۲به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارم
  6. شمارهٔ ۷۶۳گهی با وصل و گه با حسرت دیدار می‌سازم
  7. شمارهٔ ۷۶۴سوی خم می این دل مخمور فرستیم
  8. شمارهٔ ۷۶۵عشق کو تا مژه در خون جگر غوطه دهم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.