پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۳

گهی با وصل و گه با حسرت دیدار می‌سازم

چو آیینه به هر صورت که افتد کار، می‌سازم

چو سیل اندیشه از پست و بلند روزگارم نیست

به پیشم هرچه می‌آید، به خود هموار می‌سازم

به کف سررشته‌ای از کفر یا اسلام می‌باید

اگر تسبیح رفت از دست، با زنار می‌سازم

درین گلزار، تاب انتقام روزگارم نیست

چو آتش گل نمی‌باید مرا، با خار می‌سازم

نمی‌دانم که چون می‌بایدم اصلاح خود کردن

سرم آشفته گردیده‌ست و من دستار می‌سازم

سلیم از کس نیم ممنون یاری در سر کویش

نمی‌خواهم هما، با سایهٔ دیوار می‌سازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۵عشق کو تا مژه در خون جگر غوطه دهم
  2. شمارهٔ ۷۶۶ز سنگ رهگذر اندیشه ای کجا دارم
  3. شمارهٔ ۷۶۷دمید صبح و به باغ از پی هوا رفتم
  4. شمارهٔ ۷۶۸چون تنک‌ظرفان کجا من می ز ساغر می‌کشم
  5. شمارهٔ ۷۶۹ای خوش آن ساعت که روی خنجری رنگین کنم
  6. شمارهٔ ۷۷۰چو عندلیب نه از باده ی کهن مستم
  7. شمارهٔ ۷۷۱به دل شکست تمنای یاری چمنم
  8. شمارهٔ ۷۷۲در چمن چون گفتگویی از لب او واکنم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.