پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۱

به دل شکست تمنای یاری چمنم

نمانده در قفس امیدواری چمنم

به گریه چند دهم آب خار و خس چون ابر

ملول گشت دل از هرزه کاری چمنم

برای سوختن من چو شعله تند مشو

اگر چه خار و خسم، یادگاری چمنم

حدیث عهد گل و دور لاله از من پرس

که همچو آب روان، پاچناری چمنم

سلیم سوی گلستان مخوان مرا دیگر

که در درون قفس من حصاری چمنم

بس که دارد شوق سروی بسته ی این گلشنم

همچو قمری طوق گردن شد زه پیراهنم

از سر راه تو ممکن نیست جنبیدن مرا

مانده زیر کوه، پنداری چو صحرا دامنم

از تب عشقت ز بس افروختم چون تار شمع

شاهراه شعله شد هر رشته ی پیراهنم

تا شنیدم در قفس از باد، پیغام بهار

همچو غنچه بال و پر گردید اجزای تنم

کار من باریک و من باریک تر از کار خود

عشق در معنی چو سوزن، من چو آب سوزنم

بی گرفتاری نشاید بود، یارب کم مباد

چون گریبان، طوق زنجیر بتان از گردنم

هرچه پیش آید کسی را، آن صلاح کار اوست

رهنما گردید در راه تجرد رهزنم

ساده لوحی بین که می خواهم به یاد آرد مرا

آنچه در خاطر نمی آید سلیم او را، منم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۳تکلیف شراب است نمک ریزی داغم
  2. شمارهٔ ۷۷۴ز لاله و گل این باغ، کی خبر داریم
  3. شمارهٔ ۷۷۵بیا که چتر سعادت ز برگ تاک کنیم
  4. شمارهٔ ۷۷۶صوفیان را شده ز آهنگم
  5. شمارهٔ ۷۷۷داغ نتواند گرفتن در دل ما جای زخم
  6. شمارهٔ ۷۷۸ما در چمن بساط تمنا فکنده ایم
  7. شمارهٔ ۷۷۹اثر در عالم از دارا و اسکندر نمی‌بینم
  8. شمارهٔ ۷۸۰نیم بلبل که فصل گل به گلشن آشیان گیرم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.