پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۴

ز لاله و گل این باغ، کی خبر داریم

گل همیشه بهار جنون به سر داریم

به راه شوق همین کار با کف پا نیست

تنی پرآبله چون رشتهٔ گهر داریم

فضای سینه چنان زین چمن به ما تنگ است

که همچو بیضه دل خود به زیر پر داریم

هوای لعل تو دارد سبک عنان ما را

چو کودکان همه مرکب ز نیشکر داریم

ز بعد کشته شدن دست برمدار از ما

که مطلب تو اگر جان بود، دگر داریم

شراب عشق ترا این قدر خمار از چیست

که سر به کوی تو شد خاک و دردسر داریم

به هند چند توان بود، کاشکی چون مور

برون رویم ازین ملک تا کمر داریم

ز تیغ غمزه ی خوبان سلیم سر نکشیم

چه شد، اگرچه نداریم دل، جگر داریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۶صوفیان را شده ز آهنگم
  2. شمارهٔ ۷۷۷داغ نتواند گرفتن در دل ما جای زخم
  3. شمارهٔ ۷۷۸ما در چمن بساط تمنا فکنده ایم
  4. شمارهٔ ۷۷۹اثر در عالم از دارا و اسکندر نمی‌بینم
  5. شمارهٔ ۷۸۰نیم بلبل که فصل گل به گلشن آشیان گیرم
  6. شمارهٔ ۷۸۱قطرهٔ خونابه‌ای تا سوی مژگان می‌کشم
  7. شمارهٔ ۷۸۲خوش آن که بینم روی او، وز اضطراب از خود روم
  8. شمارهٔ ۷۸۳آنم که می به نغمه ی زنجیر می خورم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.