پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۵

بیا که چتر سعادت ز برگ تاک کنیم

چو صبح، جیب فلک را ز غصه چاک کنیم

بیار باده که در دل اگر غباری هست

چو آب و آینه با روزگار پاک کنیم

سپهر را ز لباس عزا برون آریم

سر بریده ی خورشید را به خاک کنیم

نمی خوریم غم روزگار تا می هست

چه لازم است که خود را ز غم هلاک کنیم

زمانه می کند آن فتنه ای که می خواهد

چه سود ازین که چو گل جیب خویش چاک کنیم

سلیم، فرصتی از روزگار تا داریم

حساب خویش به ایام به که پاک کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۷داغ نتواند گرفتن در دل ما جای زخم
  2. شمارهٔ ۷۷۸ما در چمن بساط تمنا فکنده ایم
  3. شمارهٔ ۷۷۹اثر در عالم از دارا و اسکندر نمی‌بینم
  4. شمارهٔ ۷۸۰نیم بلبل که فصل گل به گلشن آشیان گیرم
  5. شمارهٔ ۷۸۱قطرهٔ خونابه‌ای تا سوی مژگان می‌کشم
  6. شمارهٔ ۷۸۲خوش آن که بینم روی او، وز اضطراب از خود روم
  7. شمارهٔ ۷۸۳آنم که می به نغمه ی زنجیر می خورم
  8. شمارهٔ ۷۸۴نقش ابروش به دل، روز فراقی بستیم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.