پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۶

صوفیان را شده ز آهنگم

تار تسبیح، رشته ی چنگم

از گل و لاله فیض نتوان برد

غیر می نیست از کسی رنگم

شد بهار و چو سبزه ی صحرا

کوه تا کوه می رسد بنگم

بر من و کار من جهان خندد

رهبر کور و شاطر لنگم

در بیابان شوق چون مجنون

گردباد است میل فرسنگم

عشق تا منع خودفروشی کرد

شد ترازو فلاخن سنگم

فرصت رزم دشمنانم نیست

روز تا شب به خویش در جنگم

از سبکروحی ام شرر داغ است

همچو یاقوت اگر گران سنگم

بر بساط زمانه، چون پسته

می زند خنده حقه ی بنگم

پادشاهم به ملک فقر، سلیم

پوست تخت من است اورنگم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۸ما در چمن بساط تمنا فکنده ایم
  2. شمارهٔ ۷۷۹اثر در عالم از دارا و اسکندر نمی‌بینم
  3. شمارهٔ ۷۸۰نیم بلبل که فصل گل به گلشن آشیان گیرم
  4. شمارهٔ ۷۸۱قطرهٔ خونابه‌ای تا سوی مژگان می‌کشم
  5. شمارهٔ ۷۸۲خوش آن که بینم روی او، وز اضطراب از خود روم
  6. شمارهٔ ۷۸۳آنم که می به نغمه ی زنجیر می خورم
  7. شمارهٔ ۷۸۴نقش ابروش به دل، روز فراقی بستیم
  8. شمارهٔ ۷۸۵به کوی عشق خوبان تا گذشتم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.