پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۲

خوش آن که بینم روی او، وز اضطراب از خود روم

بر پای آن سرو روان افتم چو آب از خود روم

با او شبی می خورده‌ام، نبود عجب کز یاد آن

چشمم چو بر ساغر فتد، همچون حباب از خود روم

در خواب او را دیده‌ام، صدبار در هر ساعتی

از شوق بستر افکنم افتم چو خواب از خود روم

تا کی درین نخجیرگاه از شوق صید آرزو

هرگاه تیری افکنم همچون شهاب از خود روم

در آتش عشق بتان، دل را به حسرت سوختم

اکنون ز هرجا بشنوم بوی کباب از خود روم

از شوق مشکین کاکلی در باغ و بستان چون سلیم

بینم چو شاخ سنبلی در پیچ و تاب، از خود روم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۴نقش ابروش به دل، روز فراقی بستیم
  2. شمارهٔ ۷۸۵به کوی عشق خوبان تا گذشتم
  3. شمارهٔ ۷۸۶مگذار ز دستم که گل باغ وفایم
  4. شمارهٔ ۷۸۷خوش آن روزی که می در هر چمن بی‌باک می‌خوردم
  5. شمارهٔ ۷۸۸کی بود در چمن که سرودی نداشتیم
  6. شمارهٔ ۷۸۹سر از کجاست که چون لاله فکر تاج کنیم
  7. شمارهٔ ۷۹۰ز تنهایی چو مینا راز با پیمانه می‌گویم
  8. شمارهٔ ۷۹۱خویش را بر محرمان آن بت چین بسته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.