پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۶

مگذار ز دستم که گل باغ وفایم

بر دست تو شایسته تر از رنگ حنایم

از بس به ره عشق درو خار خلیده ست

همچون دم ماهی شده هر پنجه ی پایم

از فیض سبکروحی خود اوج گرفتم

محتاج پر و بال نیم، مرغ دعایم

مشکل بود از نقش قدم نیز جدایی

در راه، چو خورشید، ازان رو به قفایم

بی خار قدم قوت برخاستنم نیست

چون شعله ز خار کف پا بر سر پایم

نتوان ز دویدن به تو ای دوست رسیدن

بر روی زمین، سایه ی مرغان هوایم

فرزند خودم می شمرد مادر ایام

ای کاش بپرسند که فرزند کجایم

همچشم سلیم از اثر جهل بود غیر

باور نکنی، جغد اگر گفت همایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۸کی بود در چمن که سرودی نداشتیم
  2. شمارهٔ ۷۸۹سر از کجاست که چون لاله فکر تاج کنیم
  3. شمارهٔ ۷۹۰ز تنهایی چو مینا راز با پیمانه می‌گویم
  4. شمارهٔ ۷۹۱خویش را بر محرمان آن بت چین بسته‌ایم
  5. شمارهٔ ۷۹۲در سخن سنجی هرکس بتر از غمازیم
  6. شمارهٔ ۷۹۳هلال عیدم و ترک کلاه خورشیدم
  7. شمارهٔ ۷۹۴ما چو مرغان قفس، زمزمه در دل داریم
  8. شمارهٔ ۷۹۵لب مبند از ناله، می دانم جفا داری سلیم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.