پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۹

ز مستی بر دم تیغ شهادت هر زمان غلتم

به روی سبزه موج آب چون غلتد؟ چنان غلتم

درین وادی که هر نقش قدم سرچشمهٔ خضری‌ست

به خاک از تشنگی تا چند چون ریگ روان غلتم

غریبی آن چنان دارد مهیا برگ عیشم را

که می‌افتم به روی گل اگر از آشیان غلتم

شکسته رنگی اهل درد را سامان رعنایی‌ست

چو هندو گر خودآرایی کنم بر زعفران غلتم

به تیغ کوه چون ابر بهاری سینه می‌مالم

نیم شبنم که گل بستر کنم بر روی آن غلتم

به روی یکدگر مستان چو موج آب می‌غلتد

بده پیمانه، ای ساقی، که من هم آنچنان غلتم

سلیم از پیکرم جز داغ دل ظاهر نمی‌گردد

به هر جانب که همچون قرعه زار و ناتوان غلتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۱روم چو از سر کویش، نمی‌رود پایم
  2. شمارهٔ ۷۶۲به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارم
  3. شمارهٔ ۷۶۳گهی با وصل و گه با حسرت دیدار می‌سازم
  4. شمارهٔ ۷۶۴سوی خم می این دل مخمور فرستیم
  5. شمارهٔ ۷۶۵عشق کو تا مژه در خون جگر غوطه دهم
  6. شمارهٔ ۷۶۶ز سنگ رهگذر اندیشه ای کجا دارم
  7. شمارهٔ ۷۶۷دمید صبح و به باغ از پی هوا رفتم
  8. شمارهٔ ۷۶۸چون تنک‌ظرفان کجا من می ز ساغر می‌کشم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.