پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۱

شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق

همچو قمری گشت طوق گردنم زنار عشق

بلبل از حسرت اگر در فصل گل نالد رواست

حسن را عمری بود کوته تر از دیدار عشق

مرد فرهاد و همان برجاست کوه بیستون

می توان دانست انجامی ندارد کار عشق

جلوه گاه سیل باشد هرکجا ویرانه ای ست

می شود معلوم از احوال ما آثار عشق

درد بی درمان که می گویند، درد عاشقی ست

معجز عیسی خجل می گردد از بیمار عشق

گاه در زیرزمین، گاهی به اوج آسمان

دل به جان آمد مرا از راه ناهموار عشق

در بغل پژمرده خواهد گشت، می‌دانم سلیم

غنچهٔ دل را زنم بر گوشهٔ دستار عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۳چند باشد ز گلشن افلاک
  2. شمارهٔ ۷۴۴رفت آن شمع و ز حسرت شد لب پیمانه خشک
  3. شمارهٔ ۷۴۵لاله ام، در داغ دل بسیار دارم من شریک
  4. شمارهٔ ۷۴۶می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک
  5. شمارهٔ ۷۴۷همچو آتش داردم ایام در زندان سنگ
  6. شمارهٔ ۷۴۸از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل
  7. شمارهٔ ۷۴۹دارم دلی همچون جرس، پیوسته نالان در بغل
  8. شمارهٔ ۷۵۰ز باغ رفتی و گشتم کباب خندهٔ گل
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.