پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۳

چند باشد ز گلشن افلاک

همچو آتش نصیب ما خاشاک

می کنم در غبار خاطر خود

آرزوهای کشته را در خاک

چون خورد نان خلق، دندان را

می کنم چوبکاری از مسواک

چیست دانی جوانی و پیری؟

اول بنگ و آخر تریاک

گر جهان زهر حسرتم بچشد

افکند هفت پوست از افلاک

سایه ی گل سلیم از بلبل

کم مباد از سر تو سایه ی تاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۵لاله ام، در داغ دل بسیار دارم من شریک
  2. شمارهٔ ۷۴۶می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک
  3. شمارهٔ ۷۴۷همچو آتش داردم ایام در زندان سنگ
  4. شمارهٔ ۷۴۸از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل
  5. شمارهٔ ۷۴۹دارم دلی همچون جرس، پیوسته نالان در بغل
  6. شمارهٔ ۷۵۰ز باغ رفتی و گشتم کباب خندهٔ گل
  7. شمارهٔ ۷۵۱هر قطره ی شبنم رخ گل
  8. شمارهٔ ۷۵۲در محبت بس که خواری دیدم از پهلوی دل
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.