پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۸

از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل

صدزبان چون جمع شد، یک گوش گردد همچو گل

قسمت دل از وصال او به جز خمیازه نیست

پای تا سر گر همه آغوش گردد همچو گل

چشم زخمی حسن او در کار دارد، دور نیست

با خس و خاشاک اگر هم‌دوش گردد همچو گل

غیر مشکل گر تواند از منت پوشیده داشت

آتش حسن تو کی خس‌پوش گردد همچو گل

رشک می‌آید مرا بر آن که در گلشن سلیم

ساغی بر سر کشد، بیهوش گردد همچو گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۰ز باغ رفتی و گشتم کباب خندهٔ گل
  2. شمارهٔ ۷۵۱هر قطره ی شبنم رخ گل
  3. شمارهٔ ۷۵۲در محبت بس که خواری دیدم از پهلوی دل
  4. شمارهٔ ۷۵۳پروانه را چو مرغ چمن نیست تاب گل
  5. شمارهٔ ۷۵۴مگر افتد گذارش سوی آن گل
  6. شمارهٔ ۷۵۵شب ز مستی شور در بزم شراب انداختیم
  7. شمارهٔ ۷۵۶بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته ام
  8. شمارهٔ ۷۵۷جام می در کف ز کوی او جدایی می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.