پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۷

همچو آتش داردم ایام در زندان سنگ

می توان گفتن ز جان سختی تنم را کان سنگ

چون لب جو سخت گیرد کار هرکس را جهان

از برای آب خوردن بایدش دندان سنگ

از نصیحت چند اصلاح دل سختش کنم

همچو موج آب باشم تا به کی سوهان سنگ

یاد قزوین در دلم بگذشت و از هندوستان

شیشه ام میدان کشید و جست تا میدان سنگ

افکند تا بر بساط شیشهٔ دل‌ها سلیم

آسمان همچون فلاخن می شود قربان سنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۹دارم دلی همچون جرس، پیوسته نالان در بغل
  2. شمارهٔ ۷۵۰ز باغ رفتی و گشتم کباب خندهٔ گل
  3. شمارهٔ ۷۵۱هر قطره ی شبنم رخ گل
  4. شمارهٔ ۷۵۲در محبت بس که خواری دیدم از پهلوی دل
  5. شمارهٔ ۷۵۳پروانه را چو مرغ چمن نیست تاب گل
  6. شمارهٔ ۷۵۴مگر افتد گذارش سوی آن گل
  7. شمارهٔ ۷۵۵شب ز مستی شور در بزم شراب انداختیم
  8. شمارهٔ ۷۵۶بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته ام
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.