پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۴

رفت آن شمع و ز حسرت شد لب پیمانه خشک

برگ گل شد در چمن همچون پر پروانه خشک

از وصال او مرا آبی به روی کار بود

پنجه ام بی زلف او شد همچو دست شانه خشک

صد شکایت در دل، اما لب ندارد زان خبر

در درون خانه سیل و آستان خانه خشک

گریه از جوش و خروش آسیا آید مرا

حیرتی دارم که چون گردیده چشم دانه خشک

از تغافل های ابر نوبهاری در چمن

غنچه شد همچون دماغ بلبل دیوانه خشک

کی توانم برگرفتن یک قدم از جای خویش؟

چون خم می پای من گردیده در میخانه خشک

یک دم از آوارگی ایام نگذارد سلیم

تا چو آیینه کنم آب و عرق در خانه خشک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۶می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک
  2. شمارهٔ ۷۴۷همچو آتش داردم ایام در زندان سنگ
  3. شمارهٔ ۷۴۸از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل
  4. شمارهٔ ۷۴۹دارم دلی همچون جرس، پیوسته نالان در بغل
  5. شمارهٔ ۷۵۰ز باغ رفتی و گشتم کباب خندهٔ گل
  6. شمارهٔ ۷۵۱هر قطره ی شبنم رخ گل
  7. شمارهٔ ۷۵۲در محبت بس که خواری دیدم از پهلوی دل
  8. شمارهٔ ۷۵۳پروانه را چو مرغ چمن نیست تاب گل
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.