پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۲

بس است، این همه زاهد مکن ادای خنک

چو صبح چند به دوش افکنی ردای خنک

ز خاک پای صبوری به عشق آن دیدم

که چشم موسم گرما ز توتیای خنک

زنم ز خون هوس، آب آتش دل را

که دست سوخته را خوش بود حنای خنک

دلم توقع گرمی ندارد از احباب

چو نخل موم که می سازدش هوای خنک

شبی چو شمع درآ گرم از درم، تا چند

کند به گریه ی من صبح، خنده های خنک

شدم فسرده ز سرمای زهد خشک، سلیم

کنم به آتش می گرم، دست و پای خنک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۴رفت آن شمع و ز حسرت شد لب پیمانه خشک
  2. شمارهٔ ۷۴۵لاله ام، در داغ دل بسیار دارم من شریک
  3. شمارهٔ ۷۴۶می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک
  4. شمارهٔ ۷۴۷همچو آتش داردم ایام در زندان سنگ
  5. شمارهٔ ۷۴۸از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل
  6. شمارهٔ ۷۴۹دارم دلی همچون جرس، پیوسته نالان در بغل
  7. شمارهٔ ۷۵۰ز باغ رفتی و گشتم کباب خندهٔ گل
  8. شمارهٔ ۷۵۱هر قطره ی شبنم رخ گل
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.