پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۰

کدام سر که نشد خاک آستانهٔ عشق؟

علاج باد غرور است رازیانهٔ عشق

متاع صبر و خرد را به جای دیگر بر

که نیست غیر زر قلب در خزانهٔ عشق

چو کاغذی که درآید ز مد مشق به موج

تنم سیاه شد از نقش تازیانهٔ عشق

به موج فتنه چو سیلاب، خانهٔ ما را

خراب کرد، که بادا خراب خانهٔ عشق

چو فاسقی که بپوشد لباس اهل صلاح

به روزگار تو دارد هوس نشانهٔ عشق

حدیث درد دل ما به گوش کس مرساد

که خواب می‌برد از دیده‌ها فسانهٔ عشق

پس از وفات، دلم را سلیم آفت نیست

به خاک، مور بود پاسبان دانهٔ عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۲بس است، این همه زاهد مکن ادای خنک
  2. شمارهٔ ۷۴۳چند باشد ز گلشن افلاک
  3. شمارهٔ ۷۴۴رفت آن شمع و ز حسرت شد لب پیمانه خشک
  4. شمارهٔ ۷۴۵لاله ام، در داغ دل بسیار دارم من شریک
  5. شمارهٔ ۷۴۶می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک
  6. شمارهٔ ۷۴۷همچو آتش داردم ایام در زندان سنگ
  7. شمارهٔ ۷۴۸از سخن آن به که کس خاموش گردد همچو گل
  8. شمارهٔ ۷۴۹دارم دلی همچون جرس، پیوسته نالان در بغل
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.