پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۳

حرف گل و حدیث بهار و خزان دروغ

تا چند گویی این همه ای باغبان دروغ

کردند بحث، شیخ و برهمن به پیش عشق

دعوی این خلاف شد و حرف آن دروغ

چون چشم احول آینه هم شد دروغگو

از بس که عام گشت درین خاکدان دروغ

در ما چو آب و آینه نقش خلاف نیست

کفر است در شریعت ما راستان دروغ

هرگز کسی حریف نشد نفس خویش را

تا چند بشنوم ز تو ای پهلوان دروغ

یک مو خلاف در سخن من سلیم نیست

نگذشته غیر شعر مرا بر زبان دروغ!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۵کنم به جام می اوقات عمر چون جم صرف
  2. شمارهٔ ۷۳۶دایم از بخت سیه بر خویش پیچانم چو زلف
  3. شمارهٔ ۷۳۷چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف
  4. شمارهٔ ۷۳۸آتش به باغ زد ز خزان روزگار حیف
  5. شمارهٔ ۷۳۹شب چو وصف رخش کنم به رفیق
  6. شمارهٔ ۷۴۰کدام سر که نشد خاک آستانهٔ عشق؟
  7. شمارهٔ ۷۴۱شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق
  8. شمارهٔ ۷۴۲بس است، این همه زاهد مکن ادای خنک
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.