پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۸

آتش به باغ زد ز خزان روزگار حیف

داغ چمن نه ایم، ز بلبل هزار حیف

تأثیر نیست در دل ما فیض عشق را

بر گلخن است سایه ی ابر بهار حیف

از ورطه ای که مقصد ما جز خطر نبود

نشکسته رفت کشتی ما برکنار حیف

از خار پا چو شعله به رقصند رهروان

در راه او پیاده خورد بر سوار حیف

از موج اضطراب دلم آرمیده نیست

آیینه ام چو آب ندارد قرار حیف

عاقل به ماتم است رود هرکس از جهان

مجنون این خرابه خورد بر غبار حیف

بیکار نیستیم، ولی در جهان سلیم

کاری نمی کنیم که آید به کار حیف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۰کدام سر که نشد خاک آستانهٔ عشق؟
  2. شمارهٔ ۷۴۱شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق
  3. شمارهٔ ۷۴۲بس است، این همه زاهد مکن ادای خنک
  4. شمارهٔ ۷۴۳چند باشد ز گلشن افلاک
  5. شمارهٔ ۷۴۴رفت آن شمع و ز حسرت شد لب پیمانه خشک
  6. شمارهٔ ۷۴۵لاله ام، در داغ دل بسیار دارم من شریک
  7. شمارهٔ ۷۴۶می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک
  8. شمارهٔ ۷۴۷همچو آتش داردم ایام در زندان سنگ
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.