پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۷

چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف

که پیش هر خس و خاری چو گل نداری کف

چه سود آب ز دریا چو ابر بخشیدن

کرم ز آبله دست خویش کن چو صدف

به دست مطرب از اصلاح خاطر من شد

پر از غبار، چو غربال خاک بیزان دف

بهار شد که ز میخانه باده نوشان را

به سوی باغ پرد چون تذرو جام از کف

چه شد اگر طرف غیر را زمانه گرفت

مرا به دعوی عشقت بس است حق به طرف

سلیم ناله ی من تیغ چون برافرازد

سپر کشد به سر خویش آسمان چو کشف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۹شب چو وصف رخش کنم به رفیق
  2. شمارهٔ ۷۴۰کدام سر که نشد خاک آستانهٔ عشق؟
  3. شمارهٔ ۷۴۱شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق
  4. شمارهٔ ۷۴۲بس است، این همه زاهد مکن ادای خنک
  5. شمارهٔ ۷۴۳چند باشد ز گلشن افلاک
  6. شمارهٔ ۷۴۴رفت آن شمع و ز حسرت شد لب پیمانه خشک
  7. شمارهٔ ۷۴۵لاله ام، در داغ دل بسیار دارم من شریک
  8. شمارهٔ ۷۴۶می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.