پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۶

دایم از بخت سیه بر خویش پیچانم چو زلف

گرچه از خورشید لبریز است دامانم چو زلف

باعث زیب جمال گلرخانم همچو خال

مایه ی آرایش حسن عروسانم چو زلف

در پریشانی بود جمعیت آشفتگان

من صلاح کار خود را خوب می دانم چو زلف

نیستم آزاد از قید محبت یک نفس

خانه زاد دودمان حسن خوبانم چو زلف

هیچ کس هنگامه ی جمعیتم بر هم نزد

از سیه بختی خود دایم پریشانم چو زلف

می‌رود هر عضوم از آشفتگی سوی دگر

در هوای او سلیم از بس پریشانم چو زلف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۸آتش به باغ زد ز خزان روزگار حیف
  2. شمارهٔ ۷۳۹شب چو وصف رخش کنم به رفیق
  3. شمارهٔ ۷۴۰کدام سر که نشد خاک آستانهٔ عشق؟
  4. شمارهٔ ۷۴۱شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق
  5. شمارهٔ ۷۴۲بس است، این همه زاهد مکن ادای خنک
  6. شمارهٔ ۷۴۳چند باشد ز گلشن افلاک
  7. شمارهٔ ۷۴۴رفت آن شمع و ز حسرت شد لب پیمانه خشک
  8. شمارهٔ ۷۴۵لاله ام، در داغ دل بسیار دارم من شریک
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.