پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۵

کنم به جام می اوقات عمر چون جم صرف

دماغ کو که کند کس به کار عالم صرف

مرو به کعبه که می بایدت خمار کشید

شراب می شود اینجا چو آب زمزم صرف

ترا به گلشن روحانیان سروکار است

درین چمن چه کنی آبرو چو شبنم صرف

ز باد دستی ما خضر را نصیبی نیست

که چون حباب کند عمر را به یک دم صرف

نسیم گل به من آرد ز دوزخ و گوید

که در بهشت مکن عمر همچو آدم صرف

علاج زخم دلم ای طبیب مفت نشد

که خونبهای ترا کرده ام به مرهم صرف

چو گل به خنده کسی هرگزم ندید سلیم

به گریه عمر مرا شد چو شمع ماتم صرف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۷چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف
  2. شمارهٔ ۷۳۸آتش به باغ زد ز خزان روزگار حیف
  3. شمارهٔ ۷۳۹شب چو وصف رخش کنم به رفیق
  4. شمارهٔ ۷۴۰کدام سر که نشد خاک آستانهٔ عشق؟
  5. شمارهٔ ۷۴۱شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق
  6. شمارهٔ ۷۴۲بس است، این همه زاهد مکن ادای خنک
  7. شمارهٔ ۷۴۳چند باشد ز گلشن افلاک
  8. شمارهٔ ۷۴۴رفت آن شمع و ز حسرت شد لب پیمانه خشک
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.