پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۲

چون کند در انجمن تاب رخش روشن چراغ

پرتو خود را به دور اندازد از روزن چراغ

بس که بعد از سوختن هم گرم دارد تب مرا

می کند آیینه از خاکسترم روشن چراغ

گر گریبان را گشاید بر نسیم، از عقل نیست

آنکه چون فانوس دارد در ته دامن چراغ

برنیامد کامم از عقل و جنون در عاشقی

نه ز گلشن گل به کف دارد، نه از گلخن چراغ

بی می ناب از دماغم دود می خیزد سلیم

این چنین باشد چو خالی گردد از روغن چراغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۴آهم اثر نیافت ز فریاد بی وقوف
  2. شمارهٔ ۷۳۵کنم به جام می اوقات عمر چون جم صرف
  3. شمارهٔ ۷۳۶دایم از بخت سیه بر خویش پیچانم چو زلف
  4. شمارهٔ ۷۳۷چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف
  5. شمارهٔ ۷۳۸آتش به باغ زد ز خزان روزگار حیف
  6. شمارهٔ ۷۳۹شب چو وصف رخش کنم به رفیق
  7. شمارهٔ ۷۴۰کدام سر که نشد خاک آستانهٔ عشق؟
  8. شمارهٔ ۷۴۱شد چو گلبن سبز در پیراهن من خار عشق
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.