پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۳

به قدر جرم برد هرکسی ز رحمت حظ

ز لطف حق کند ابلیس در قیامت حظ

بر آن سرم که به دیوانگی زنم خود را

که بی جنون نتوان کرد از محبت حظ

برای پرسشم ای همنشین چو آمده ای

ببند لب که ندارم من از نصیحت حظ

بر استخوان هلال است چشم من دایم

ز بس که همچو هما دارم از قناعت حظ

نه از جنون و نه از عقل، در جهان ما را

نشد چو آینه حاصل به هیچ صورت حظ

سلیم مصلحت خویش در جنون دیدم

به کوی عشق ز بس دارم از ملامت حظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۵زده گل دست بر دامان حافظ
  2. شمارهٔ ۷۲۶زهی نهال خزان دیده ای ز باغ تو شمع
  3. شمارهٔ ۷۲۷ای شوق رخت سوخته مغز قلم شمع
  4. شمارهٔ ۷۲۸هرکه را بینی، بود در فکر سامان طمع
  5. شمارهٔ ۷۲۹زهی ز نور جبین تو در حجاب چراغ
  6. شمارهٔ ۷۳۰از سرم کی می رود هرگز برون سودای داغ
  7. شمارهٔ ۷۳۱ز تاب گل ز بس افروخت آشیانهٔ مرغ
  8. شمارهٔ ۷۳۲چون کند در انجمن تاب رخش روشن چراغ
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.