پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۷

ای شوق رخت سوخته مغز قلم شمع

نزدیک به مردن ز غمت دم به دم شمع

بر یاد تو چون صورت فانوس خیالند

عالم همه مشغول طواف حرم شمع

در بزم تو عزت طلبی صرفه ندارد

ااینجا سر شمع است نثار قدم شمع

بر اهل ستم خیل مکافات چو رو کرد

از خون صبا چرب شد اول علم شمع

اندیشه سلیم از غم عشق تو ندارد

پروانه به خود داده قرار ستم شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۹زهی ز نور جبین تو در حجاب چراغ
  2. شمارهٔ ۷۳۰از سرم کی می رود هرگز برون سودای داغ
  3. شمارهٔ ۷۳۱ز تاب گل ز بس افروخت آشیانهٔ مرغ
  4. شمارهٔ ۷۳۲چون کند در انجمن تاب رخش روشن چراغ
  5. شمارهٔ ۷۳۳حرف گل و حدیث بهار و خزان دروغ
  6. شمارهٔ ۷۳۴آهم اثر نیافت ز فریاد بی وقوف
  7. شمارهٔ ۷۳۵کنم به جام می اوقات عمر چون جم صرف
  8. شمارهٔ ۷۳۶دایم از بخت سیه بر خویش پیچانم چو زلف
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.