پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی

سلیم تهرانی

غزلیات

۹۴۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۶۱ آمد بهار و شد می چون ارغوان لذیذ
  2. شمارهٔ ۶۶۲ شد بهار و بوستان را داد آب و تاب ابر
  3. شمارهٔ ۶۶۳ پر شکوه مکن، خاطر آن ماه نگه دار
  4. شمارهٔ ۶۶۴ زخم ناسورم من و از لطف مرهم شرمسار
  5. شمارهٔ ۶۶۵ حسن، شیرین را ازان می پرورد دایم به شیر
  6. شمارهٔ ۶۶۶ آمد بهار و باغ شکفت از سرور ابر
  7. شمارهٔ ۶۶۷ زاهد بنای سست ورع را خراب گیر
  8. شمارهٔ ۶۶۸ ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار
  9. شمارهٔ ۶۶۹ مست گر نیستی از شیوهٔ مستان مگذر
  10. شمارهٔ ۶۷۰ ای دل ز آیینه تعلیم تن آسانی بگیر
  11. شمارهٔ ۶۷۱ صبا دعای مرا سوی می گساران بر
  12. شمارهٔ ۶۷۲ دارد از داغ دل من خاطر مرهم غبار
  13. شمارهٔ ۶۷۳ گلرخان بینند هرگه بر اسیر یکدگر
  14. شمارهٔ ۶۷۴ نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر
  15. شمارهٔ ۶۷۵ ای که همچون آب خواهد خورد خاکت غم مخور
  16. شمارهٔ ۶۷۶ از دل برون نکرده خیال جفا هنوز
  17. شمارهٔ ۶۷۷ از فیض ابر شد به چمن هر نهال سبز
  18. شمارهٔ ۶۷۸ ز شوق وصل چو پروانه در سراغ مسوز
  19. شمارهٔ ۶۷۹ دهد مرغ دلم را عزم پرواز
  20. شمارهٔ ۶۸۰ مردم و زخم از دم شمشیر می‌آید هنوز
  21. شمارهٔ ۶۸۱ چنین کز من بود نخل سخن سبز
  22. شمارهٔ ۶۸۲ بهار در قدح گل می غریب مریز
  23. شمارهٔ ۶۸۳ همچو گل پرده ی دل در خس و خاشاک انداز
  24. شمارهٔ ۶۸۴ صبحدم چون صاحبان غیب بر اهل نیاز
  25. شمارهٔ ۶۸۵ چو موج، موسم گل سبحه را در آب انداز
  26. شمارهٔ ۶۸۶ چون گلم از جامه بر تن مانده دامانی و بس
  27. شمارهٔ ۶۸۷ ای خوش آن سروری که از ناموس
  28. شمارهٔ ۶۸۸ مگذر ز می، ز باطن اهل صفا بترس
  29. شمارهٔ ۶۸۹ از دلِ آشفتگان شرح پریشانی بپرس
  30. شمارهٔ ۶۹۰ راه شوقی نسپردم افسوس
  31. شمارهٔ ۶۹۱ همچو عنقاست مرا گوشه ای از دنیا بس
  32. شمارهٔ ۶۹۲ ای به غیر از من ناکام، به کام همه کس
  33. شمارهٔ ۶۹۳ زاهد از رشک این قدر گرم عتاب ما مباش
  34. شمارهٔ ۶۹۴ قدم برون نگذارم ز آستانهٔ خویش
  35. شمارهٔ ۶۹۵ هر کجا گرم است بازار ادب، محجوب باش
  36. شمارهٔ ۶۹۶ باده، ای عیسی لقا از دست نامحرم مکش
  37. شمارهٔ ۶۹۷ در وادی محبت، چون خضر راهبر باش
  38. شمارهٔ ۶۹۸ عاشقی، دیگر به فکر منزل و مسکن مباش
  39. شمارهٔ ۶۹۹ کار عاشق واژگون باشد ز سیر اخترش
  40. شمارهٔ ۷۰۰ چمنی را که بود خرمی از رخسارش
  41. شمارهٔ ۷۰۱ چو گل کسی که هوای تو برده آرامش
  42. شمارهٔ ۷۰۲ خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش
  43. شمارهٔ ۷۰۳ هرکه را ساز بود زمزمه ی زنجیرش
  44. شمارهٔ ۷۰۴ خبر بگیر ز احوال خضر در کویش
  45. شمارهٔ ۷۰۵ از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش
  46. شمارهٔ ۷۰۶ درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش
  47. شمارهٔ ۷۰۷ زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش
  48. شمارهٔ ۷۰۸ شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش
  49. شمارهٔ ۷۰۹ ز مژگان آب چشمم می زند جوش
  50. شمارهٔ ۷۱۰ هلاک تاج نه چون شمع صبحگاهی باش
  51. شمارهٔ ۷۱۱ ای دل ز گرد کلفت عالم غمین مباش
  52. شمارهٔ ۷۱۲ هرکه سرگرم کند شوق تو چون خورشیدش
  53. شمارهٔ ۷۱۳ سر تا به پا چو شمع همه اشک و آه باش
  54. شمارهٔ ۷۱۴ خرم آن گلشن که امید بهاری باشدش
  55. شمارهٔ ۷۱۵ چو گل که گفت درین باغ شاد و خندان باش
  56. شمارهٔ ۷۱۶ عقل نگذارد مرا یک دم ز دردسر خلاص
  57. شمارهٔ ۷۱۷ سرو شد باز با صبا رقاص
  58. شمارهٔ ۷۱۸ نیست همچون گل مرا از باده بیهوشی غرض
  59. شمارهٔ ۷۱۹ کنم برای جنون یارب از که سامان قرض
  60. شمارهٔ ۷۲۰ بهار شد که کند شیخ جلوه‌گاه غلط

متن اشعار به نقل از گنجور.