فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۶۱ آمد بهار و شد می چون ارغوان لذیذ
- شمارهٔ ۶۶۲ شد بهار و بوستان را داد آب و تاب ابر
- شمارهٔ ۶۶۳ پر شکوه مکن، خاطر آن ماه نگه دار
- شمارهٔ ۶۶۴ زخم ناسورم من و از لطف مرهم شرمسار
- شمارهٔ ۶۶۵ حسن، شیرین را ازان می پرورد دایم به شیر
- شمارهٔ ۶۶۶ آمد بهار و باغ شکفت از سرور ابر
- شمارهٔ ۶۶۷ زاهد بنای سست ورع را خراب گیر
- شمارهٔ ۶۶۸ ای خطت سرمایه ی عنبرفروشان بهار
- شمارهٔ ۶۶۹ مست گر نیستی از شیوهٔ مستان مگذر
- شمارهٔ ۶۷۰ ای دل ز آیینه تعلیم تن آسانی بگیر
- شمارهٔ ۶۷۱ صبا دعای مرا سوی می گساران بر
- شمارهٔ ۶۷۲ دارد از داغ دل من خاطر مرهم غبار
- شمارهٔ ۶۷۳ گلرخان بینند هرگه بر اسیر یکدگر
- شمارهٔ ۶۷۴ نیستی عیش و طرب، بیگانگی کم یاد گیر
- شمارهٔ ۶۷۵ ای که همچون آب خواهد خورد خاکت غم مخور
- شمارهٔ ۶۷۶ از دل برون نکرده خیال جفا هنوز
- شمارهٔ ۶۷۷ از فیض ابر شد به چمن هر نهال سبز
- شمارهٔ ۶۷۸ ز شوق وصل چو پروانه در سراغ مسوز
- شمارهٔ ۶۷۹ دهد مرغ دلم را عزم پرواز
- شمارهٔ ۶۸۰ مردم و زخم از دم شمشیر میآید هنوز
- شمارهٔ ۶۸۱ چنین کز من بود نخل سخن سبز
- شمارهٔ ۶۸۲ بهار در قدح گل می غریب مریز
- شمارهٔ ۶۸۳ همچو گل پرده ی دل در خس و خاشاک انداز
- شمارهٔ ۶۸۴ صبحدم چون صاحبان غیب بر اهل نیاز
- شمارهٔ ۶۸۵ چو موج، موسم گل سبحه را در آب انداز
- شمارهٔ ۶۸۶ چون گلم از جامه بر تن مانده دامانی و بس
- شمارهٔ ۶۸۷ ای خوش آن سروری که از ناموس
- شمارهٔ ۶۸۸ مگذر ز می، ز باطن اهل صفا بترس
- شمارهٔ ۶۸۹ از دلِ آشفتگان شرح پریشانی بپرس
- شمارهٔ ۶۹۰ راه شوقی نسپردم افسوس
- شمارهٔ ۶۹۱ همچو عنقاست مرا گوشه ای از دنیا بس
- شمارهٔ ۶۹۲ ای به غیر از من ناکام، به کام همه کس
- شمارهٔ ۶۹۳ زاهد از رشک این قدر گرم عتاب ما مباش
- شمارهٔ ۶۹۴ قدم برون نگذارم ز آستانهٔ خویش
- شمارهٔ ۶۹۵ هر کجا گرم است بازار ادب، محجوب باش
- شمارهٔ ۶۹۶ باده، ای عیسی لقا از دست نامحرم مکش
- شمارهٔ ۶۹۷ در وادی محبت، چون خضر راهبر باش
- شمارهٔ ۶۹۸ عاشقی، دیگر به فکر منزل و مسکن مباش
- شمارهٔ ۶۹۹ کار عاشق واژگون باشد ز سیر اخترش
- شمارهٔ ۷۰۰ چمنی را که بود خرمی از رخسارش
- شمارهٔ ۷۰۱ چو گل کسی که هوای تو برده آرامش
- شمارهٔ ۷۰۲ خوش آنکه باده ی ناب است مایه ی هوشش
- شمارهٔ ۷۰۳ هرکه را ساز بود زمزمه ی زنجیرش
- شمارهٔ ۷۰۴ خبر بگیر ز احوال خضر در کویش
- شمارهٔ ۷۰۵ از روی دل ز عاجزی خود خجل مباش
- شمارهٔ ۷۰۶ درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش
- شمارهٔ ۷۰۷ زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش
- شمارهٔ ۷۰۸ شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش
- شمارهٔ ۷۰۹ ز مژگان آب چشمم می زند جوش
- شمارهٔ ۷۱۰ هلاک تاج نه چون شمع صبحگاهی باش
- شمارهٔ ۷۱۱ ای دل ز گرد کلفت عالم غمین مباش
- شمارهٔ ۷۱۲ هرکه سرگرم کند شوق تو چون خورشیدش
- شمارهٔ ۷۱۳ سر تا به پا چو شمع همه اشک و آه باش
- شمارهٔ ۷۱۴ خرم آن گلشن که امید بهاری باشدش
- شمارهٔ ۷۱۵ چو گل که گفت درین باغ شاد و خندان باش
- شمارهٔ ۷۱۶ عقل نگذارد مرا یک دم ز دردسر خلاص
- شمارهٔ ۷۱۷ سرو شد باز با صبا رقاص
- شمارهٔ ۷۱۸ نیست همچون گل مرا از باده بیهوشی غرض
- شمارهٔ ۷۱۹ کنم برای جنون یارب از که سامان قرض
- شمارهٔ ۷۲۰ بهار شد که کند شیخ جلوهگاه غلط
متن اشعار به نقل از گنجور.