پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۸

شراب همچو گل و لاله خور ز ساغر خویش

پیاله همچو کدو کن ز کاسه ی سر خویش

تعلق وطنم باعث صد آزار است

اسیر ورطه چو کشتی شدم ز لنگر خویش

غبار غم ز دلم کم نمی شود هرگز

چه خاک بود که کردم ز عشق بر سر خویش

شکایت از که کنم من، که روزگار افکند

مرا چو ماهی خنجر به دام جوهر خویش

ز صد سپاه نگردد سلیم روگردان

چو عکس آینه هرکس شود برابر خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۰هلاک تاج نه چون شمع صبحگاهی باش
  2. شمارهٔ ۷۱۱ای دل ز گرد کلفت عالم غمین مباش
  3. شمارهٔ ۷۱۲هرکه سرگرم کند شوق تو چون خورشیدش
  4. شمارهٔ ۷۱۳سر تا به پا چو شمع همه اشک و آه باش
  5. شمارهٔ ۷۱۴خرم آن گلشن که امید بهاری باشدش
  6. شمارهٔ ۷۱۵چو گل که گفت درین باغ شاد و خندان باش
  7. شمارهٔ ۷۱۶عقل نگذارد مرا یک دم ز دردسر خلاص
  8. شمارهٔ ۷۱۷سرو شد باز با صبا رقاص
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.